آیینه

   آيينه

پاییــــــز خویش را چو بهارینه ام هنــــوز

از ریشهء طراوت سبزینــــــه ام هنـــــوز

 

در انتـــــظار دیدن خوش قامت کـــــــسی

در زیر گرد و خـــــاک چو آیینه ام هنــوز

 

گرچه شغاد چاه به هر گــــام من کَنـــــَــد

آن رهروم زنور که بی کینــــه ام هنــــوز

 

اسُطوره های کهنه نفــــــس تازه ام کـــند

من دوستدار رستم و تهمینه ام هــنــــــوز

 

توسن سـوار خاطـــــرهء  کودکی منـــم  

با یادهای هر شـب آدیــــــنه ام هــــــنوز

 

با ناله های خویش گهی گنگ و بیصــــدا

 یک دفـــــــــتر فتــادهء دیرینه ام هـنوز

 

با مهر و بی ریا همه جا من به کاخ عشق

هم چون نهاد خویش  نهادیـــنه ام هــنوز

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Miraan

منير گرامی سلام. غزل بسيار زيبا بود. سبز و سلامت باشيد.

janaan

سلام دو ست محترم . با مطلب ديگری حاضرم . مو فق باشيد

مهرانگيزساحل

باسلام دوباره ! خواستم عرض ادب کنم . شادمان باشيد .خواهرتان :مهرانگيز

یحیی

سلام دوست عزيز آقای سپاس خبری از شما ندارم. کم سعادتی از ماست که نمی توانم زود زود خدمت برسم شعر زيبايتان را خواندم و لذت فراوان بردم اميد که زندگيتان هميشه سبز و شاداب باشد. يا حق

یحیی

راستی شماره تابستانه نشريه مان هم رفته است چاپخانه و انشاالله تا چندوقت ديگر از چاپ خارج خواهد شد. زحمتی برای شما و تمامی دوستانی که اين يادداشت را می خوانند داشتم و آن اينکه آدرس خود يا موسسه يا مرکز فرهنگی که مربوط به افغانستان است را برايم ايميل يا در وبلاگم ثبت کنند اميد به خدا نشريه برايشان ارسال خواهد شد. اميد که موفق پيروز باشيد يا حق

نوري

بر جناب سپاس درود. آن قول که داده ايم هستيم هنوز

اسم مهم نيست

سلام.لحظات زيبايی را در ميان نوشته های زيبايتان سپری کردم.از آشناييتان خرسندم.پاينده باشی

نياز

سلام شعر بسيار زيبايی بود و فرارسيدن ماه نور و رحمت مبارکتان التماس دعا

rezamotamed

سلام بر منير سپاس عزيز.از غزل صميمی تان استفاده بردم.پايدار باشيد.

Namatullah Torkany

دوست عزيز واقعا که آينه غزل زيبايی است.از خواندن آن لذت بردم موفق باشيد