مولانا

 

 

 

سال ۲۰۰۷ میلادی راسازمان فرهنگی ملل متحد( یونسکو )به نام مولانا جلال الدین محمد بلخی شاعر متصوف پارسی گوی متولد خراسان بزرگ (افغانستان ،ایران،تاجکستان) نام گذاری نموده است  بدین سلسله در افغانستان امروزی که زادگاه مولانامیباشد از مقام مولانا تجلیل می شود ،من شعر واره ای در وصف حضرت مولانا سرودم جهت خوانش در کنگرهء مولانا به دوست خوبم(محمدادریس قطره) در کابل فرستادم سرنوشت شعرم را هنوز نمی دانم چون در  میان آن همه هیاهو به شعر من نوبت نخواهد رسید ولی اینجا خدمت شما عزیزان آنرا نیز می نویسم.

          

 

 

 

              مولانای ما

 

 

 

عاشـــــق ذات نهان   ،هست مولانای ما

در محبت نردبان  هسـت مولانای  ما

 

 

 

جام روحانی به دست،بود ازعشق مست مست

باده ی  چرخنده گان، هست  مـــولانای ما

 

 

آن  غلام آفتاب، پیشوای شیخ وشاب

مشعل وارستـگان  هست  مولانای ما

 

 

دانش او عاشقی، بینش او همـــــدلی

تاجدار عــارفان   هست مولانای ما

 

 

 

تا اسیر عشق شداز جهان وارسته گشت

از محبت جاودان هســـــــــت مولانای ما

 

 

عــــارف  کا ملترین شاعر والا ترین

در میان عاشقان  هست  مولانای ما

 

 

هم اسیر عاشقی   هم سفیر عاشقی

شهر جان را پاسبان  هست مولانای ما

 

 

از نیستان بود نی   در تغزل بود مــــــی

در سخاوت آسمـــان هست  مولا نای ما

 

 

 

دیده ها  روشن نمود زندگی گلشن نمود

شمس و خورشید عیان هست  مولانای ما

 

 

 

عاشق  چرخند ه یی،مشعل تابنده یی

شحنۀآوارگــان ،   هست    مولانای ما

 

 

 

نردبان آســــــمان در کف دارنده اش 

تا چکاد کهکشان، هست مولانای ما

 

 

قهرمان بیخودی ، ترجمان  همدلی

ساقی روح و روان،  هست مولانای ما

 

 

 

از  ربابش میرسید لحن و آواز بهشت

مطرب خنیاگران  هست    مولانای ما

 

 

 

بلخ را فرزند او عشق را پیوند او

 وان نی شوریده جان هست  مولانای ما

  

واژه را چرخاند او تا سخن شد دلپذیر

نغمه پــــرداز  بیان  ،هست  مولانای ما

 

 

 

خارج از مرز و زبان این جلال الدین عیان

ســـــــــرور دلدادگان  ،هست  مولانای ما

 

 

 

زیب دین مصطفی در دو گیتی برملا

حرف حق را پاسبان هست   مولانای ما

 

 

بی  صدای شعر  او لحظه ها هیچ اند هیچ

گنج و گنجور بیان هست مولانای  ما 

 

از منیر نا توان این سخن ها شد بیان

جاذب رود روان هست   مولانای مـا

 

منیر سپاس بلخی

13 مارچ سال 2007 میلادی شهر اشتوگارت آلمان

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگم مشو غایب که چون آئینه از رخ می پرد رنگم سپاس عزیز را سپاس گذار خواهم شد اگر سلامی از من بپذیرد ! من که در خور و لایق بخشایش شما نیستم . اما میشود شما در حق من بزر گواری کرده . مرا معذور دارید از اینکه دیر گاهی است که بشما سر نزده ام . و از هم وا قعا دو ر مانده ایم . اما میشود گفت ما از تو بعیدیم . بصو رت نه به معنی چون فاصله ای بیت بود فاصله ا ی ما به هر حال مثنو ی زیبا در و صف مو لانا بسیار عالی بود . میشود گفت که خوب کار یکرده اید که برای اد ریس جان فر ستاده اید . دو ست عزیز خدا کند که بمن سر بزنید . و ممنو نم سازید .به امید مو فقیت شما و خوانواده ای محترم تان

دلخون

سلام بر جناب سپاس آن عزیز نیکو دل نیکراد از مولانا نوشتن حالی وش وری در سر می پرواندو این حال وصف ناکردنیست شور مولانا چو آید در سرم بی خود از خود رقص گیرد پیکرم رقص صوفی خود سماعی دیگر است من چه گویم در سماعم رهبر است ای منیر نیک دل ای هم زبان دل به مولانا کنون گشتم عیان با تو جان نقد حالی دیگر است حال دل بین دل خدائی دیگر است

خيبر

سلام دوست عزيز! با مطلب (حادثه جوزجان) در خدمت هستم و نوشته ناچیز ام منتظر نقد شماست با محبت

آزاد

سلام ! بچه های قریه بچه های برف و باد سلام ! بچه های کوه و جنگ و آتش و جهاد چه می کنید در غروب سهمگین دهکده بهار، تیره خورده در هجوم فصل انجماد شب است مردمان به خواب رفته اند بنگرید خدا چه کرد با ستارگان سرخ این بلاد چه شد نگاهشان به سیب های کال باغ ماند چه شد فقط درخت تان شکوفه یتیم زاد فصول سرد می رود شما بزرگ می شوید و دردهای گرگ ها و دره های سنگ و باد تموز می رسد و مزرعه پر از شکوفه می شود سپیده می دهد دوباره قله های بامداد برگرفته از کتاب " سالنامه فجر افغانستان" موفق باشید،به امید دیدار....آزاد

کشمان

سلام بر شما تازه با دنيای وبلاگ آشنا شدم و با مطلبی (ملالي جويا) در خدمت هستم با احترام

فريدون ضرغامي

درود به روان تابناک مولا نا وسلام بهشما باسروده نغزت به وبلاگم برای آشنايی بيا

یحیی

درود مدتها بود از شما بیخبر بودم زنده باد سرزمینی که جای جای آن نشان از ستارهای درخشان ادب و عرفان پارسی دارد. به امید افغانستانی آباد آزاد و سربلند سبز باشید و مانا

هارون راعون

سلام سپاس نازنين! اميد خوش و سر حال باشی. راستی تا دير نشده بيا و گل بيار که مرا مبارکباد بگويييييييييييييييييييييی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حفیظ الله شریعتی سحر

دوستان خوبم سلام در فرجام اين غربت غريبی از پايان نامه ام دفاع کردم خلاصه اش را گذاشته ام بی خبرم نگذاريد خدانگهدار