یک قدم غافل شدم

 

 

 یک قدم غافل*

 

 

 

یک قدم غافل شدم صد سال راهم دور شد

 

تا گشودم دیده ،امید از نگاهم  چور شـــــد

 

 

 

 

 

حسرت دیدار  یاران نا توانی میدهد

 

در نگاه دل شکسته  آفتاب بی نور شد

 

 

 

 

 

رد پای من به دنیا  بی توجه مانده است

 

در شبستان فرامـــوشی حضورم گور شد

 

 

 

 

 

جز فکاهت نیست دیگر دوستی در عصرما

 

کی کند تزویر الا  ، گر کسی مجبور شد

 

 

 

 

 

عده ای در مسند بخت و هزاران ناامید

 

من ندانم از کجایی این چنین منظور شد؟

 

 

 

 

نیش اهل عیب حویی را گریزی نیست نیست

 

چون حریم شعر گفتن  خانهء زنبور شد

/ 26 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ادریس بقایی قطره

با عرض سلام و ادب ! سپاس صاحب چه زيبا .یک قدم غافل شدم صد سال راهم دور شد... زیور امیــــد ها از لحظه هایم چور شـــــد...بار ها بنده چندین قدم غافل شدم ..... سروده های نغز شما همیشه مرا به یاد روزگارانی میاندازد . محترم بنده صفحه دیگر شما را نیز بخوانش گرفتم ولی پیام گذاشته نتوانستم شاید ان وقت سرعت انتر نت کند بود.. به هر صورت بازهم از دبستان شما خبری میگیرم شاد باشیدخدا حافظ

عباس حمزوی

آقاي منير شما من را ديوانه کرديد فرصتکي يافتم و خود را در آشيان خامه هاي سوخته غوص دادم. مست شدم جدا يا بايد اعتراف کنم که پيش از اين یا به شعرهاي شما خيلي دقت نکرده بودم يا اينکه اينبار يک طور ديگري نگاه کرده ام آقا من شعرهاي اين وبلاگ را ديوانه وار دوستدار شدم و تا يادم نرفته از شما يک خواهش دارم آيا شما مجموعه شعري چاپ شده داريد؟ کتاب شعر؟ من در مورد تک تک شعرهاي مجموعه اي که در آشيان خامه هاي سوخته بود حرف دارم ... ای وای اصلا يادم رفت در مورد اين غزل حرفی بزنم. البته که هيچ حرفی هم حالا ديگر نمی توان زد. اگر اجازه بدهيد اين شعر را در وبلاگ خودم پست کنم و در معرض ديد خوانندگان خود بگذارم. يقين دارم که آنها هم حظ خواهند برد. چقدر متاسفم که ژيش از اينها نتونستم به اينجا سر بزنم و مطلبکی هم که برای اين پست شما در نظر گرفته ام هنوز نتوانسته ام بگذارم. عذر آورده بودم که سفر و دغدغه های کاری و اينروزها شلوغی بيش از اندازه کارهای عقب افتاده ام مرا از آمدن باز ميداشته و شما بزرگوارانه پذيرفتيد. کمی زياد حرف زدم و شايد هم پراکنده

کمال کابلی

با سلام دوباره . ايمل شما را گرفتم آدرس آن دوست قندزی را نگذاشته بوديد ؟ لطفا آيمل مرا برايش بدهيد تا ارتباط برقرار گردد . از دوست يک اشاره ، از ما به سر دویدن .

حنا

سلام من حنا هستم و هموطن شما خوشحال ميشم با شما بيشتر اشنا بشم مطالبتون رو خوندم بايد بگم حرف نداشتند اگه به من سر بزنيد خوشحالم ميکنيد منتظر حضور سبزتون هستم به اميد ديدار

فرشته

به آشيانهء احساس من قدم بگذار شکوفه های کلامم نثار راهت باد...

مجتبی.م

__________________________________ ________________________________ ______________________________ ____________________________