دوست

 دوست

همنشین با طپش  این دل  من دوست بود

همدل و همنفــــس منزل   من دوست بود

 

من کییم موج سراسیمه یی  در  رود  سفر

هر طرف گرنــگرم ساحل  من دوست بود

 

میوه مهر چشم   عاقبت  از باغ  بـــــــرین

چون حلال  همه ی  مشکل    من دوست بود

 

هیچکس نیست  تهی دست در این  دور فلک

بینکه از کشت طلب حاصل مـــن دوست بود

 

گر  چه از سینه ئ تفسیده امل بیرون است

آرزو های دل بسمل مــــــــن دوست  بود

 

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ج م

سلام دوست خوبم برای بار چندم غرق در لذت شدم حضورتون مستدام و قلمتون بالنده و روحتون سبز سبز

مرتضی

سلام شعری زيبا و پر احساس بود. در انتظار کارهای بعدی تان هستيم. در ضمن دعوت ميکنم از مطالب من ديدن کنبد . خيلی مشتاقم که نظرتان را در باره ی نوشته هايم بدانم.

Rahela Yar

منير سپاس گرامی سلام! ازحضور پُرلطف تان منتگزارم. غزل زيبای تان را يکبارديگرخواندم. شاد وموفق باشيد.

امان

استاد گرانقدر جناب منير سپاس سلام . اميد که هميشه سلامت باشيد . اشعار زيبايتان هميشه دلنيشين بوده و هست

عطیه آسمانی

باسلام. فراخوان شعر نهمین همایش شعر عطیه آسمانی یزد اعلام شده است. برای اطلاع بیشتر به این آدرس مراجعه کنید و سفیر دوستی و مهربانی باشید و به دوستان دیگر هم خبر دهید. به امید دیدارتان در یزد/ احرامیان پور www.yasemehraban.parsiblog.com

payam

سلام منیر گرامی! رواق منظر چشم من آشیانه توست......کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست... خيلی زيبا سروديد و شاد باشيد!

هموطن

با من اينگونه تلخ مينـــــــــگريد زانکه من نيــــز مشـــکلی دارم سينه ام جايگاه نــفرت نيســت بل در اين ســينه من دلی دارم به شمـــا بد نکـــــرده ام هـرگــز من به خود هر چه بود بد کـــرد م

..

من کي ام موج سراسيمه ای در رود ... عالی عالی ! اما او جوان گم گم استی بخدا ... به ای ميگن دوستی !

درياباری

پیام زیر از من است با خواندن شعر قشنگت / سراسیمه شدم یادم رفت که بنویسم

رضا معتمد

سلام دوست عزیز. غزلتان زيباست.اميدوارم هميشه موفق باشيد